نگاهی به سومین فصل از سریال «آقای قاضی» | بلاتکلیفی در دادگاه

  • کد خبر: ۴۳۸۴۳۹
  • ۲۶ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۸:۰۳
نگاهی به سومین فصل از سریال «آقای قاضی» | بلاتکلیفی در دادگاه
پروژه بزرگ «آقای قاضی» که تا به امروز حدود صد اپیزود آن روی آنتن شبکه ۲ سیما رفته، از معدود تجربه‌های متفاوت تلویزیون در سال‌های اخیر است.

به گزارش شهرآرانیوز؛ پروژه بزرگ «آقای قاضی» که تا به امروز حدود صد اپیزود آن روی آنتن شبکه ۲ سیما رفته، از معدود تجربه‌های متفاوت تلویزیون در سال‌های اخیر است؛ مجموعه‌ای دادگاهی که تمام روایت خود را در یک لوکیشن پیش می‌برد و با تکیه بر پرونده‌های واقعی و منازعات آشنای زندگی روزمره، توانسته با مخاطب ارتباط برقرار کند. 

فصل اول در سال۱۴۰۱ و فصل دوم با عنوان «آقای قاضی؛ شعبه۱۲۱» در سال۱۴۰۳ پخش شد که هر دو با بازی بهزاد خلج به یاد آورده می‌شوند. فصل سوم این مجموعه، اما با عنوان فرعی «قاضی بیگی» و با تغییرات حداقلی، اخیرا به آنتن بازگشته است.

سجاد مهرگان که در سال‌های اخیر به سریال ساز تراز و پرکار تلویزیون تبدیل شده، این بار به جای آنکه مستقیما به عنوان کارگردان در فصل جدید «آقای قاضی» حضور داشته باشد، در جایگاه خالق و مدیر پروژه قرار گرفته و کار کارگردانی را به گروهی از فیلم سازان جوان‌تر سپرده است تا تجربه‌ای مشارکتی شکل بگیرد.

میدان فرصت‌ها

کیومرث مرادی، بازیگردان و یکی از مدرسان شناخته شده بازیگری، در سال‌های اخیر مهم‌ترین چهره تزریق بازیگر به فضای حرفه‌ای ایران بوده است. او در فصل جدید «آقای قاضی» نیز تلاش کرده تا ضمن معرفی چهره‌های تازه و ایجاد فرصت برای علاقه‌مندان مستعد این عرصه، یکدستی بازی‌ها را حفظ کند؛ تلاشی که البته چندان اثربخش نبوده است.

ضعف مفرط بازیگری در بسیاری از سکانس‌های این فصل محسوس است و این مسئله زمانی جدی‌تر می‌شود که بازیگران کار اولی باید دیالوگ‌هایی را اجرا کنند که خودشان به شدت از مشکل تصنعی بودن رنج می‌برند. حسین برکتی، در مقام سرپرست نویسندگان این فصل، هرچقدر که در انتخاب سوژه عملکرد مناسبی داشته و بیشتر پرونده‌ها را از دل موقعیت‌های آشنای اجتماعی بیرون کشیده است تا زمینه همدلی مخاطب با اثر فراهم شود، در دیالوگ نویسی بسیار ضعیف ظاهر شده و گفت‌و‌گو‌هایی را به رشته تحریر درآورده که غالبا مصنوعی، توضیحی و کلیشه‌ای هستند.

مرد بی جایگزین

مزیت روشن دو فصل قبلی «آقای قاضی» این بود که در میان انبوه بازیگران میهمان و چهره‌های تازه وارد، دست کم یک بازیگر حرفه‌ای و شناخته شده داشت؛ کسی که ستون اجرایی اثر محسوب می‌شد و ضعف‌های دیگران را هم تا حد زیادی، پوشش می‌داد. فصل سوم اما، همان یک نقطه اتکا را هم از دست داده و نقش اصلی را به یک چهره‌ی گمنام سپرده است.

اگرچه انتخاب و معرفی مهدی بهرام بیگی، برای نقش قاضی بیگی، یک اقدام جسورانه و ذاتا احترام برانگیز است، اما این بازیگر جوان هنوز حتی یک دهم توانمندی بهزاد خلج را هم بروز نداده و بعید است بتواند از زیر سایه بازیگر کارکشته‌ای بیرون بیاید که در کارنامه اش سیمرغ بلورین بازیگری جشنواره فیلم فجر نیز دیده می‌شود.

مابین تصویر و نمایش

«آقای قاضی» یک اثر تک لوکیشنی است، اما نه به اندازه تئاتر تمیز و پیراسته و برخوردار از ظرافت‌های دراماتیک از آب درآمده و نه مانند سریال‌های متعارف تلویزیونی از تنوع بصری برخوردار است. بنابراین، بار اصلی اثر باید روی متن، بازی و طراحی موقعیت باشد؛ سه عنصری که هر سه با ضعف‌هایی جدی مواجه‌اند.

تنها نکته جذاب این فصل همچنان مبتنی بودن آن بر پرونده‌های واقعی و قراردادن منازعات آشنای روزمره پیش چشم مخاطب است؛ اتفاقی که باعث می‌شود تماشاگر خود را در موقعیتی همدلانه با شخصیت‌ها ببیند و با اثر همراه شود. با این حال، موقعیت‌ها به شکلی باورپذیر به قصه تبدیل نمی‌شوند و اجرا هم از ضعف‌های جدی رنج می‌برد که سریال را خسته کننده جلوه می‌دهند.

فصل جدید «آقای قاضی» حتی می‌توانست رسالت آموزشی مشخصی در حوزه حقوق برای خود تعریف کند؛ اما از این ظرفیت هم شانه خالی کرده و به ندرت چیزی به آگاهی مخاطب درباره مسائل حقوقی اضافه می‌کند.

در واقع، سازندگان این اثر بیشتر تلاش دارند تا یک ملودرام متعارف به مخاطب هدیه کنند و قصه گویی را در اولویت قرار دهند؛ در حالی که از پس همین قصه گویی نیز برنمی آیند و مشخصا به دلیل ضعف در دیالوگ نویسی و اجرا، روایتی تحویل بیننده می‌دهند که شدیدا از لکنت رنج می‌برد.

بلوای خوش خدمتی

فصل سوم این سریال، در قسمت ششم، به حاشیه سازی هم دست زد تا به هر شکل ممکن دیده شود. موضوع این قسمت، بدآموزی تاک شو‌های پلتفرمی و یوتیوبی بود. سازندگان «آقای قاضی» تلاش کردند تا در این اپیزود، با کنایه‌های صریح به علی ضیا و امیرحسین قیاسی به عنوان چهره‌های فعال رسانه‌ای خارج از تلویزیون، رقبای رسانه ملی را تخطئه کنند.

این قسمت پرحاشیه حتی به صراحت از «بیرون کردن برنامه سازان مشهور سکو‌های دیگر از تلویزیون» هم سخن گفت و هرچقدر توانست به برنامه سازان پلتفرم‌ها هجمه وارد کرد؛ رویکردی که بار دیگر نگاه مندرس رسانه ملی در مواجهه با رقبایش را آشکار کرد. حاصل این تمهید نمایشی، روی آنتن رفتن شکل نازلی از خوش خدمتی سازندگان «آقای قاضی» به کارفرمایان خود بود؛ اتفاقی که اعتبار هنری اثر را زیر سؤال برد.

گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.